X
هیات سیده زینب
..:: وصیت نامه ::..

یک لحظه...


 

بیایید یک لحظه عاشق شویم
جدا از تمام سلایق شویم
نه مال و نه شهوت، نه جاه و مقام
بیا فارغ از این علایق شویم
چو صیاد شیرازی و کاظمی
پرنده، پرستو، شقایق شویم
بیایید.. چون رهبر و مقتدا
دمی رهسپار مناطق شویم
به فکه درآییم و فتح المبین
کمی آشنا با حقایق شویم
بیـاد شهیـدان گـردان عشـق
به مقتل پُر از اشک و هِق هِق شویم
بیفتیم.. بر خاکشان لحظه ای
در آن لحظه مست دقایق شویم
بیا با دو دست علمدار عشق
هم آوا و همسو موافق شویم
وهب وار دل را به دریا زنیم
به امواج مستی چو قایق شویم
صحیفه، مهاجر، مخاطب، قلم
بیایید زین لحظه عاشق شویم...

 


موضوع : ..:: شعر نامه ::.., | بازدید : 0 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: وصیت شهید محمد علی پاسدار ::..


 

ما، در دوران غيبت امام دوازدهم مهدى (عج) تعالى فرجه زندگى مى‏كنيم و خود را آماده‏ى ظهور امام مى‏كنيم. دشمن نمى‏خواهد اين را ببيند و حمله‏ور شده است بر حكومت اسلامى ما و مى‏خواهد اين غنچه‏ ى تازه سر برآورده را نابود كند كه نخواهد توانست تا وقتى كه رهروان راه حسين (ع) در اين صحنه‏ ى پيكار هستند، ضربه‏اى به اين انقلاب بزند. اين انقلاب، زمينه ساز حكومت امام زمان(عج) است

 


موضوع : ..:: وصیت نامه ::.., | بازدید : 1 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: مناجات نامه شهید گلعلی فندرسکی ::..


 

پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و ما را در راه کسب قطره‌ای از دریای علم آنان که آن هم قطره‌ای از دریای علم توست، توفیق عنایت فرما و ما را از ظلمات جهل رهایی ده و به‌سوی نور هجرت ده که ظلمت و جهالت بس گمراه‌کننده و نابودکننده است.

پروردگارا! بر محمد(ص) و آلش درود فرست و به ما شجاعتی مانند آنان عطا کن و ترس از دشمن و کشته‌شدن را از دل ما بزدای، همچنان که از دل آنان زدودی و ما را بر سپاه کفر نصرت عنایت فرما و از این پیکار مقدس سربلند و پیروز خارج کن!

پروردگارا! بر محمد(ص) و آلش درود فرست، ایمانی مانند ایمان ایشان به ما عنایت کن و قلب ما را مانند قلب ایشان مطمئن كن و سینه ما را سینه آنان قرار ده و از بینش روشن آنان نصیب گردان و سوزدلی مانند  سوزدل آنان به ما عنایت فرما و ما را در خواندن دعاهایی که آنان می‌خوانند، موفق کن!

پروردگارا! بر محمد(ص) و آلش درود فرست و ما را انسانی خودساخته، مانند آنها و انسانی کامل و بی‌نقص چون آنان قرار ده که آنان الگوی ما و برگزیده تواند و ما از گل آنان خلق شده‌ایم.

پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و ما را مستجاب الدعوة مانند ایشان قرار ده و دنیاي ما را با ایشان آشنا و در آخرت با آنان محشور فرما، باشد که سعادتمند شویم.



موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 2 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..::جواب شهدا را باید داد! ::..



حجاب در وصیت نامه شهدا

« خواهران ما در حالى كه چادر خود را محكم برگرفته ‏اند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ می ‏كنند... هدف‏دار در جامعه حاضرشده ‏اند.»

 " رییس جمهور شهید محمد على رجایى "     

«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تا سرخى خون من.»

 " شهید محمد حسن جعفرزاده "        

 «مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداكارى شما رشد پیدا كردم.»

  " شهید غلامرضا عسگرى "        

«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏ معنویت و صفا مى‏كشاند.»

 "شهید على رضائیان "          

«از خواهران گرامى خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زیرا كه ‏حجاب خون‏ بهاى شهیدان است.»

  " شهید على روحى نجفى "        

«و تو اى خواهر دینى‏ ام: چادر سیاهى كه تو را احاطه كرده است از خون سرخ من كوبنده تر است.»

   " شهید عبدالله محمودى "         

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى ‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

  " شهید على اصغر پور فرح آبادى "         

«به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم كه، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت كنید.».

" شهید حمید رستمى "         

 «خواهرم: حجاب تو مشت محكمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»

  " شهید بهرام یادگارى "          

«یك دختر نجیب باید باحجاب باشد.»

    " شهید صادق مهدى پور "          

«از تمامى خواهرانم مى‏ خواهم كه حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

  " شهید سید محمد تقى میرغفوریان "          

«خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل كم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

  " شهید حمید رضا نظام "           

  «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»

  " شهید محمد كریم غفرانى "           

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شمایید كه دشمن را با چادر سیاهتان و تقوایتان مى كشید.»
 «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.»

 " سردار شهید رحیم آنجفى "           



موضوع : ..:: وصیت نامه ::..,..:: برای خاک ::.., | بازدید : 3 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: چه کسی بعد از خمینی میتواند؟ ::..


 

به ضرورت مذهب ما در غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) خدای تعالی بشر را، مسلمین را، شیعیان را بدون رهبر قرار نداده و عدله نیابت، فقهای عدول، اینها نایب اولی الامر هستند، ولی امر هستند و بر تمام مسلمین واجب است اطاعت امر آنها…. شکر خدای را که در زمان ما -که واقعاً سابقه در تاریخ ندارد- این طور شده است که اکثریت ملت حاضر شده‌اند برای اطاعت از نایب امام و ولی امر…. اصل وجوب اطاعت از ولی امر و اطاعت از فقیه عادل از اصول مسلّمه مذهب ما است، چیز تازه‌ای نیست…. اما اگر کسی اشکال کند – چنانکه اشکال کرده‌اند و گفته‌اند – که «بلی، مثل امام خمینی کجا دیگر پیدا می‌شود؟ در دوره‌های قبل نبوده، ایشان نابغه بوده است و بعد از این هم دیگر مثل ایشان پیدا نخواهد شد. ممکن است یک فقیهی بعد از ایشان بیاید و چطور و چطور بشود. آن وقت ما دچار دیکتاتوری روحانیت خواهیم شد». تمام اینها شبهه‌های واهی است. البته بدانید و می‌دانید، جسارت نکنم، تذکر است، هرگاه اکثر خلق حاضر شدند به اطاعت از ولی امر و فقیه عادل، والله خدای تعالی مثل خمینی و بهتر از او برایشان پیدا خواهد کرد «ما نَنسَخ مِن آیةٍ اَو نُنسِها نَأتِ بِخَیرٍ مِنها اَو مِثلِها» [آیه ۱۰۶ سوره مبارکه بقره. ترجمه: هر نشانه‌ای را که زایل کنیم یا از خاطره‌ها ببریم، بهتر از آن یا مثل آن را می‌آوریم.]

 … خواستم بگویم این حرف شیطانی است که «پس از آیت‌الله خمینی چه کار خواهیم کرد؟»، همان کسی که آقای خمینی را به وجود آورد بعد از ایشان بهتر از او یا مثل ایشان را در رأس مسلمین قرار خواهد داد، مسلمانان را حیران نمی‌گذارد. ولی شرطش حاضر بودن مسلمین مثل حالا هست. مادامی که خلق حاضرند اطاعت کنند از ولی امر، خدا ولی امر را برایشان مستقر خواهد داشت.

" شهید محراب ایه الله دستغیب ره "

 


موضوع : ..:: داستانک ::.., | بازدید : 4 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

منتظران شهادت...


از ميــان مـــؤمنــان مــــردانـــی

هستنــــد كـــه بــه آنـچـــه بــا

خـــدا عـهـــد بسـتـنــد صــادقــانــه

وفـــا كــردنــد بــرخــى ازآنــان

بــه شهـــادت رسيــدنــد و

بــرخــى از آنهـــا در انـتـظــارنــد

و هـــرگــــز تغييــری در عهـــد

و پيمـــان خــود نــداده ‏انـد.

سوره احزاب آیه 23


موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 3 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: سید شهید مرتضی اوینی ::..


 

 

سلام راوی مجنون،سلام راوی خون
نگاه کن! که نگاهت غزل غزل مضمون

تو در مسیر خدا در میان خوف و رجا
نشسته روی لبانت تبسمی محزون

به اعتقاد تو سیاره رنج می خواهد
جهان چه فایده لبریز باشد از قارون

جهان برای تو زندان،برای تو انگور
جهان دسیسهء هارون و نقشهء مآمون

درون من برهوتی است از حقیقت دور
از این سراب مجازی مرا ببر بیرون

چگونه طاقت ماندن؟ مرا ببر با خود
از این زمانه به فردای دیگری ،اکنون

نگاه کن! که نگاهت روایت فتح است
سپاه چشم تو کرده است فکه را مجنون


به سمت عشق پریدی خدانگهدارت
تو مرتضا ی و دستان مرتضی یارت...


موضوع : ..:: شعر نامه ::..,..:: برای خاک ::.., | بازدید : 7 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: کلام شهید سید مرتضی آوینی ::..


 

می خواهم در رثای شما ای کبوتران خونین بال دل حرم أمن مرثیه ای بسرایم اما کلام زمین گیر است و کبوتر شکسته بال دل من نیز آسمان را تنها در خیال می پرورد. کلام اسیر قفس ماهیات است و عقل اسیر دام کلام و آن جا که شما بال کشیدید پر جبرائیل عقل می سوزد آن جا جزء نبی عشق را بار نمی دهند و جز او و اوصیائش یعنی آنان که ضمیر نسبیت را به آسمان اطلاق پیوند می دهند دیگر کیست که بتواند بر معراج انقطاع کامل پای نهد و چشم دلش به ضیاء نظر به غیبت الغیوب ذات نور یابد و این چنین از صدر المنتهی اسماء و صفات در گذرد و به معادن پنهان عظمت اتصال یابد و روحش به ذات عزیز قدوس تعلیق پیدا کند. نه تنها آن کس از رثای شما ای کبوتران خونین بال حرم امن بر می آید که بتواند کلام را بر بال عشق بنشاند و به معراج برد و اگر این چنین است بگذار آن یار غائب مرثیه خوان شما باشد که جز او هیچ تلاونده ایی راهای آسمان را نمی شناسد.

 


موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 8 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: خلیل ایران ::..


 

 

تو ایا خلیل ایران زکدام مرز و بومی

که چنین روان و آسان پی یار پر گشودی

ز کدام مکتبی تو که هنوز ناشکفته

دل از این سرای کندی و ره سفر نمودی

تو شکستی ای دلاوربت منکرات و منکر

تو به یک اشارت لب، دل دلبران ربودی

تو در این دیار غربت که غبار غم گرفته

تو چه خوش خطر نمودی و غبار را زدودی

اگر آن شقی نااهل شراره زد به جانت

تو زیان نبردی ای دل که مقام خود فزودی

تو چه ورد خوانده بودی که قبول شد دعایت

پس پرده ی نهان را تو مگر چه دیده بودی

تو به این زمانه لبخند همی زدی و رفتی

چه ترانه‌ای شنیدی که پر این چنین گشودی

ابوالفتح دعوتی


موضوع : ..:: شعر نامه ::.., | بازدید : 10 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

..:: شاگرد و استاد ::..


 

اولش فکر می کردم شاگردمه. همیشه برای کارهاش با من مشورت می کرد. ولی اون شب غیرتش فرصت مشورت نداد و رفت جلو. نمی تونست که نره…

بعدها که حالش کمی روبه راه تر شده بود بهش گفتم : داش علی! فکر نکردی شب نیمه شعبان که بعضی از این جوون ها تو حال خودشون نیستن، باید بیشتر احتیاط کنی؟.. با اون صدای گرفته ی با نمکش در حالی که می خندید گفت: می دونستم دست به چاقو می برن، ولی نمیشد وایسم و نگاه کنم که یه زن رو دارن به زور سوار ماشین می کنن… من که از این همه شجاعت و مردونگیش شرمنده شده بودم، دیدم که شاگردم، معلمم شده و به من درس مردونگی میده. که اگه مرد باشی، لحظه ای بر تو می گذره که نمی تونی بمونی و نگاه کنی… شبیه مادرش بود. نتونست بمونه و جلو نره. هرچند که اون ور طناب چهل مرد جنگی باشن…

 

" حجت السلام والمسلین بهنام حشمدار مربی شهید علی خلیلی  "

 


موضوع : ..:: داستانک ::.., | بازدید : 10 نوشته شده در ساعت توسط ..:: سید امید::.. |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 صفحه بعد