X
هیات سیده زینب
..:: وصیت نامه ::..

..:: مناجات نامه شهید مصطفی چمران ::..


 

 

دنیا میدان آزمایش است که هدف آن ،چیزی به جزعشق نیست در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده ،وسایل و ابزار خلقت ،از سنگریزه ها تا ستارگان ،از سنگدلان جنایتکار تا دل های شکسته یتیمان ، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت ،همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است . انسان را به این بازیچه ها خلقت مشغول کرده اند این بازیچه ها خلقت مشغول کرده اند ؛ هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد ؛ ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند ؛ این نمونه های زیبا خلقت را دوست دارند و می پرستند ومن به همه عالم ،عشق می ورزم . همه مخلوقات را دوست می دارم . همه مردم را دوست دارم ،حتی دشمنانم را .

با همه قلبم ،به ذرات کوچک خاک و شن ،به صخره ها ،به برگ درختان ،به ماهیان ،دریا ،به پرندگان هوا ،عشق می ورزم و با همه وجودم ذوب می شوم.

 


موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 6 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: وصیت نامه شهید مجيد فريدوند ::..


 

ما در جبهه به پاكسازي فكري و روحي خود مشغول هستيم و از اين جهت نعمت است كه انسان در اين محيط پر از معنويت خويشتن خود را باز مي‌يابد. ما هر چه در شهر كوشش كرديم قادر نبوديم كه ثانيه‌اي همانند محيط جبهه عقايد و افكار خود را جهتي مستقيم بدهيم. به نظر من، هر كس به جبهه بيايد نعمتي است گرانبها كه از طرف خدايش به او ارزاني شده است. در اين محيط پاك و دور از هر تزوير شيطاني، انسان به خداي هستي بخش خود رو مي‌آورد و ايمان او تازه مي‌گردد. عقده‌هاي چركين قلب او از بين مي‌رود كه به الله نزديك و از شيطان دور مي‌شود. نور جبهه اينان را از خواب غفلت بيدار و حركتي جديد را كه همواره با شناختهاي او از اسلام است شروع مي‌كند. در اينجا ولايت و رهبري را درك مي‌نمايد و هر كس كه مسائل مادي دنيا او را آن قدر مشغول داشته كه نتوانسته است هنوز به جبهه بيايد بداند كه، از بهشت دور است؛ فقط يك بار بيايد و قضاوت كند...


موضوع : ..:: وصیت نامه ::.., | بازدید : 14 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: کلام شهید هیبت الله فرجی ::..


 

"نماز عشق دو ركعت" است كه وضوي آن جز با خون صحيح نيست. نمازي است كه هرجا نمي‌شود بجا آورد مگر در قتلگاه، پس با فضيلت‌ترين آن در حرم كربلاست.
"نماز عشق دو ركعت است" مقدمات فراوان مي‌خواهد، اول عاشق بايد دل را به اشك شستشو دهد؛ بعد، از عشق لقاء بسوزد. تا آنكه اين سوختن در خانه تنش افتد و با خون، وضويش را آماده سازد.
"نماز عشق دو ركعت است" بعد از نماز، ملائك را در اطراف مي‌بيني كه آماده‌اند تا تو را به معراج و ديدار خدا برند. معمولاً در جبهه بجا آورده مي‌شود. بر تمامي آنها كه به جبهه مشرف شده‌اند واجب مي‌شود؛ چون شهادت را انتخاب كرده‌اند. اين دو ركعت نشانه‌ي پيروزي است. چون شهادت نيز خود پيروزي است.
"نماز عشق دو ركعت است" اما نمي‌شود؛ نوشت چرا كه نوشتن براي اين نشايد.
"نماز عشق دو ركعت است" ركعت اول‌: خونين شدن "تن" ركعت دوم:‌ آزاده شدن" روح"
كسي نيست و نخواهد آمد كه لذت و مناجات اين نماز را بداند، چرا كه بجا آورندگان آن شهيدانند و كسي ندانست كه عاشق با اين نماز تا كدامين منزل دوست را پيمود اما غنچه‌هاي باز شده خونين در بدنش گواهي مي‌دهند كه به سرمنزل لقاء رسيده است.

 


موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 18 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

او خواهد آمد...


 


موضوع : ..:: برای خاک ::.., | بازدید : 15 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

وطن پرستو بهار است...


 

وطن پرستو بهار است
و اگر بهار مهاجر است ، از پرستو مخواه که بماند.
ای شهدا برای ما فاتحه ای بخوانید که شما زنده اید و ما مرده...
زندگی زیباست، اما شهادت ازآن زیباتر است.
سلامت تن زیباست اما پرنده عشق، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند...
راز خون را جز شهدا در نمی یابند.گردش خون در رگ های زندگی شیرین است،
 اما ریختن آن در پای محبوب شیرین تر است و نگو شیرین تر، بسیار شیرین تر است.
راز خون در آن جاست که همه حیات به خون وابسته است.

 

" شهید سید مرتضی آوینی "

 


موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 22 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: دعا حضرت سجاد برای مزداران ::..


 

 

و مرزهای مسلمانان را به نیروی غالب خویش استوار و ایمن گردان، و مرزبانان را به قدرت خود مدد فرما، و آنان را از خزانه بی پایان خود عطایای بسیار ببخش.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و برشمار مرزبانان بیفزا، و سلاح هایشان را برنده و کاری ساز،و از همه طرف پاسشان بدار و پیرامونشان را از نفوذ دشمن حفظ فرما.پیوند آنان را محکم ساز، و خود، کارهاشان را بسامان کن، و توشه آنان را پی در پی برسان. سنگینی وظیفه مرزبانی را تو خود بر ایشان سبک گردان. آنان را بر دشمنانشان پیروزی ده و بازویشان را قوی فرمای و با شکیبایی مدد نمای و چنان کن که نیرنگ دشمن را نیک بشناسند و پاسخ گویند.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به مرزبانان آنچه را نمی شناسند بشناسان، و آنچه را نمی دانند بیاموز، و چشم دلشان را بدانچه نمی بینند بینا ساز.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چون با دشمن رو به رو شوند، یاد این دنیای پر نیرنگ فریبنده را از خاطر آنان ببر و اندیش مال فتنه انگیز را از دل هایشان بزدای. بهشت را پیش چشم ایشان تجسم بخش و آن خانه های جاوید و جاهای نیکوی و سیه چشمان خوب روی و جوی های سرشار از نوشیدنی های مختلف و درختان گرانبار از میوه های گوناگون که برای آنان مهیا کرده ای به ایشان بنمای، تا هیچ یک آهنگ پشت کردن به دشمن نکنند و اندیشه گریختن از هماورد خود را در سر نپرورند.


موضوع : ..:: مناجات نامه ::.., | بازدید : 24 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: شهدا ابوالفضلی ::..



عید اون سال با شب ولایت آقا امام رضاعليه السلام یکی شده یود. توی سنگر بچه های لشکر 31 عاشورا جشن گرفته بودند. آخر مراسم نوبت من شد که بخونم. دست به دامن آقا قمر بنی هاشم شدم. عرض کردم:«ارباب شما مزه شرمندگی رو چشیدید. نذارید ما شرمنده خانواده شهداء بشیم»

فردا صبح از بچه ها پرسیدم:« رمز حرکت امروز به نام کی باشه؟» فکر می کردم چون روز ولادت امام رضا است همه می گن:« امام رضا عليه السلام» اما حاج آقای گنجی گفت:«یا ابوالفضل عليه السلام» گفتم:« امروز روز ولادت امام رضا عليه السلام است» گفت: « دیشب به آقا ابوالفضل عليه السلام متوسل شدیم.، امروز هم به اسم اون حضرت میریم تا از دستشون عیدی بگیریم» دست به کار شدیم. بعد از چند دقیقه اولین شهید پیدا شد. خوشحال شدیم. اسم شهید هم روی کارت شناساییش بود هم روی وصیت نامه اش:

«شهید ابوالفضل خدایار، گردان امام محمد باقر عليه السلام، گروهان حبیب از کاشان.»

بچه ها گفتند :« توسل دیشب، رمز حرکت امروز و اسم شهید با هم یکی شده.» بی اختیار به زبونم جاری شد که اگر اسم شهید بعدی هم ابوالفضل بود، اینجا گوشه ای از حرم آقا است.

... داشتم زمین را می کندم که ديدم حاج آقا گنجی و یکی دیگر از بچه های سرباز پریدند داخل گودال. از بیل مکانیکی پیاده شدم خیلی عجیب بود. یک دست شهید از مچ قطع شده بود. پلاکش را که استعلام کردیم گفتند:« شهید ابوالفضل ابوالفضلی، گردان امام محمد باقر عليه السلام، گروهان حبیب از کاشان»

راوی محمد احمدیان


موضوع : ..:: داستان نامه ::.., | بازدید : 19 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: مثل شهید مثل شمع است ::..


 


موضوع : ..:: شهید راه شهدا ::., | بازدید : 19 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: درد و دل های یک جانباز ::..


 

چکارکنم فریاد رسی نیست.

ما به انقلاب و رهبری و کشور بدهکاریم و طلبی نداریم اما مگر حمایت از مجروحان نداریم؟!

 

زندگی ما در حال متلاشی شدن است. والله روزها را با درد و رنج می گذرانم. این حق ما نیست. بخدا در مانده ام وضعیت درمان و معیشت و مسکن بدی داریم به غیر از یارانه ها درآمد دیگری نداریم. زمان جنگ بفکر جمع آوری مدارک نبودم، یعنی کسی بفکر مدرک نبود مجروحیتم حاد نبود به مرور زمان بدتر شدم حالا هم که مدارکم کامل است. کاری برایم انجام نمی دهند، نمی دانم چه جرمی مرتکب شدم  زمانی که برای حل مشکلاتم به ریاست جمهوری و استانداری مراجعه کردم رفتم که در نهایت  فرستادند کمیته امداد!

آیا خجالت ندارد رزمنده ای را که سلامتی اش را برای دفاع از دین و وطن و ناموس و کشورش از دست داده است را به کمیته امداد بفرستند و از صدقات استفاده کند؟ یعنی سازمانی مثل بنیاد شهید پس برای چیست؟ هرچه تقاضا کردم، تلاش کردم حداقل شغلی در حد توانم به من بدهند فایده ای نداشت و شنونده ای نبود، توان گرفتن وام را هم ندارم چرا که کسی ضامن من نمی شود. بخاطر وضعیت بد مسکن و معیشت و درمان کلی بدهکار شدم، زندگی را با درد و سختی می گذرانم.  والله طلبی از کسی ندارم حرفی می زنم و اعتراضی می کنم، می گویند حرف نزن رسانه های بیگانه سوء استفاده می کنند، عده ای رو تحریک می کنند.

چکار کنم فریاد رسی نیست. ما به انقلاب و رهبری و کشور بدهکاریم و طلبی نداریم اما مگر حمایت از مجروحان نداریم؟! من همین مدارک را با کلی هزینه رفت و آمد و کلی آزمایش و نسخه پزشک و ویزیت و نوبت های طولانی در کمیسیون گرفتم هرچه خواستند آوردم باز من را دنبال مدارکی می فرستند که اصلا" وجود ندارد، نه بیمه درمانی دارم نه دارویی مناسب داروهای اصل گران هستند مجبورم پزشک هر دارویی را تجویز می کند تهیه کنم که برای من سخت است....


موضوع : ..:: برای خاک ::.., | بازدید : 17 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

..:: وصیت نامه شهید محمد علی جهان آرا ::..


 

 

و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرن ها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت. ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟

ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.

ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود. ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

 


موضوع : ..:: وصیت نامه ::.., | بازدید : 19 نوشته شده در ساعت توسط سید امید باقری |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد